ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
143
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
پادشاه به كنار آب فرات به تماشا و تفرّج آمد و بر آب فرات جسر بست تا همهء لشكرها بگذشتند ، و رايات همايون نيز بر پى بگذشت . و روز پنجشنبه پنجم ماه مبارك رمضان وصول و نزول رايات همايون به قلعهء رحبه و حيركا ( ؟ ) چريك و آغاز مصاف كردن و جمع كردن هيزم بسيار ، و محصور گردانيدن قلعه . و بدر الدين موسى كردى اصل كوتوال قلعهء رحبه بود معروف به اوركشى . اهل قلعه چون جد و جهد و جان سپارى چريك مغول مشاهده كردند به زنهار پيش آمدند و به جان امان خواستند و ديگر روز با سر جنگ و پيكار رفتند . مغولان منجنيقها برافراشتند و به زخم بىرحم سنگ و حجر سور و مبرحهء قلعهء رحبه با خاك راه برابر كردند و غباروار خاك او را به باد هوا بردادند . باز روز شنبه دوازدهم شوال سنهء اثنى عشر اهل قلعه به امان زنهار خواستند ، به استمالت محصوران قلعه يرليغ و مكتوب منشور فرستادند . پادشاه به زيارت مشهد رحبه اقدام نمود ، و روز يكشنبه پانزدهم شوال باز امان خواستند و صلح طلبيدند . به امان از قلعه فرود آمدند . مقدّمهم قاضى نجم الدّين صالح با تنسوق [ و ] پيشكشها چون شاهين شاهى و سنقور بحرى و عقاب برّى ، اسبان طوپچاق از براى تكيشميشى و ملحوظ نظر اشرف آمدند و به عزّ سيورغاميشى اختصاص يافته ، و هماى آسا در ظل ظليل از خوف و وحشت و نكبت و بلّيت ايّام بدفرجام بر آسودند . و پادشاه روز پنجشنبه بيست و هفتم شوّال سنهء اثنى عشر چون هوا گرم شده و بازار بقاء سرد ، و علوفه و علفه نايافت ، عنان مراجعت با قشلاق دار السلام بغداد يافت و كوچ بر كوچ مىگذشت و منزل به منزل مىنوشت ، تا روز چهارشنبه شوّال به دلارام بغداد رسيد و به مرحلهء محول حلول نمود . روز يكشنبه بيست و يكم شوّال خواتين و اردوها از موصل و ديار بكر برسيدند . پادشاه بمباركى به تفرج و تماشا